ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم
شبی شیرین بزد فریاد، که ای شیرین ترین فرهاد و ای خسرو ترین شمشاد صدای تیشه ات آباد منم لیلای دلبندت که دل خون است و پا در بند تویی عاشق ترین مجنون ولی در بیستون آزاد ببندم دیده بر خسرو ، که شاید رو کشم برتو تو شیرین می کنی سنگی چوعکسی بردلت افتاد چو می کوبی تو با تیشه ز غصه کوه را هر شب به بانگ تیشه ات گویند که بر شیرین نفرین باد خدا یا کوه کن فرهاد شب و روزم نثارش باد به جانم می زند تیشه شدم با بیستون همزاد چه تلخ است بخت شیرینم که فرهاد است آئینم ولی خسرو به بالینم و خونین دل از این بیداد خوشا بر حال فرهادی که با یک کوه می جنگد بدا برحال شیرینی که آزادیش رفت از یاد مرا کندی به کوهستان به عشقی پاک با دستان بجانم کندمت آنسان که مانی جاودان در یاد به رازی گویمت اینرا تو کوه کندی و من دلرا تو عکس من ، من از دنیا ، تو با تیشه، من از بنیاد دیدی فرهاد را بردن / به آنجا که عاشقان مردند من کوروش هستم ، شاه هخامنشی![]()
دیدی شیرین را
بردن / به آنجا که معشوق را کشتند
ای کاش بس رویا نبود / عاشق
فدای معشوق شده بود
فریاد فرهاد دله عاشقان را شکست / اشک فرهاد
قلب دنیارا شکست
فرهاد کوه کان دگر شکست / فرهاد حال خود شکسته است
معشوق
عاشق را گذاشت رفت / شیرین فرهاد را بی شیرین گذاشت
فرهاد هنوزم
با شیرینش هست / فرهاد هنوزم عاشق شیرینش هست
ای کاش شیرینه
فرهاد خاطره نبود /ای کاش شیرینه فرهاد بس یک رویا نبود
فرهاد
زندست با شیرینش / فرهاد زندست با پری ذهنش![]()
ای مردی که هر که هستی و از هر کجا میآیی
زیرا میدانم که خواهی آمد
من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید .
با من مشاجره مکن یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است
یک مشت خاک ایران است که پیکر مرا پوشانده!!!![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


